تبلیغات
همه چی درباره هیپ هاپ

برگزیده ها

تبلیغات

درباره ما

بایگانی

نویسندگان

خالی

پیوندها

آخرین نقد و بررسی ها

تبلیغات

اخبار

اشتباه خوب بهرام و اشرار

goodmistake

خب تو این مدت بعد از پخش آلبوم اشتباه خوب بهرام بعد از 4 سال واکنش های مختلف و زیادی را از افراد مختلف صاحب نظر در حوزه موسیقی و زمینه های مرتبط دیگه داشتیم که از آن جمله نقد و بررسی این آلبوم توسط گروهی از هوادارن درجه یک شاهین نجفی بود که در وبلاگ شرنامه منتشر شد و توجه من رو به خودش جلب کرد... رو بخونید و نظرتونو بگید!

دیدگاه اشرار درباره آلبوم جدید بهرام "اشتباه خوب"


اشتباه بهرام، خوب یا بد

پیش از هرچیز به دلیل سوء‌تفاهم‌های همیشگی و البته نبود سنت نقد علمی که به کمبود دانش تخصصی در موسیقی مدرن ایرانی ارتباط دارد، باید توضیح داد که در هر نقدی حتما قضاوتی هست. آنچه نقدی را علمی و کاربردی می‌کند جدای از زبان روان، تلاش نقاد برای تجزیه و تحلیل نسبی بدور از غرض و مرض‌های شخصی‌ست. مخاطب هوشیاری که در پی دانستن است، یک نقد علمی را از هرزه‌نویسی تشخیص می‌دهد. پس نقد علمی نه ربطی به تشویق‌های چشم‌بسته‌ی هواداران دارد و نه شبیه سنگ‌پراکنی مخالفان مغرض است. در هر صورت اگر از این شیوه‌ی نقد استقبال بشود، در شماره‌های بعدی به بخش‌هایی دیگر از موسیقی ایرانی نیز اشاره خواهیم کرد، چراکه موسیقی مدرن ایرانی و مخصوصا رپ، به شدت از نبود نقد جدی و علمی در رنج است.

بهرام پس از چهار سال سکوت و در خارج از ایران آلبومی را به نام “اشتباه خوب“ منتشر کرد. آلبومی با آهنگسازی مهدیار آقاجانی. بهرام پیش از این در مجموعه‌‌هایی دیگر با آهنگسازی آتور، تکلیف خود را در لحن (اکسنت)، فرم، تکنیک (برای نمونه در فاصله‌گذاری‌ها) و همچنین مفاهیم و مضامین مشخص کرده بود. او در دو آلبوم سکوت و “۲۴ساعت“ خود را به عنوان یک رپ‌خوان مفهوم‌گرا نزد علاقمندان این ژانر از موسیقی تثبیت‌ کرد. در رپِ بهرام نه خبری از شکوه‌های احساسی هست و نه شبیه گنگ‌استایل کپی‌شده از رپ/گتوهای آمریکا و فرانسه است. نه اصراری بر تابوشکنی و درگیری با مفاهیم سیاسی دارد و نه آنقدر به فردیت صرف می‌پردازد که غیراجتماعی و سترون شود. بهرام نمونه‌ی درستی از یک رپ‌خوان اجتماعی‌ست. او در مجموع هم‌چون یک “دانای کل“ نصیحت نمی‌کند، بلکه مفاهیم را با مخاطب در میان می‌گذارد. درواقع او در بسیاری از موارد پاسخ نمی‌دهد بلکه پرسشگری می‌کند. اما “اشتباه خوب“ بهرام به سمت فردیتی درگیر با روانشناسی پیش می‌رود و این تلاش برای روان‌شناسی گاهی در خودش تمام می‌شود. بیشتر مفاهیم “اشتباه خوب“ حول انسان در ساحت‌های مختلف و موقعیت‌های پیچیده‌ی انسانی می‌چرخد. مؤلف در برابر خود می‌ایستد و دیالوگ می‌کند و با خود می‌جنگد و به این جنگ اعتراف می‌کند. اشتباه خوب واقعی‌ست، زیرا به شرایط کنونی مؤلف شباهت دارد. این شکایت انسانی‌ست که از سرزمین خود دورافتاده است و باید زمین جدید را بشناسد و این شناسایی حتما با استرس و اضطراب همراه است. او بی‌بهانه از اجتماع پیشین سخن نمی‌گوید بلکه خودِ امروزینش را به پرسش می‌کشد. از این روی یعنی از منظر مفهومی “اشتباه خوب“ حتما اتفاقی خوب در موسیقی رپ ایرانی‌ست زیرا مسیر‌های جدیدی را در پردازش روانشناسانه انسان تجربه می‌کند. اما آیا مفهوم به تنهایی می‌تواند کلیت اثر را نجات دهد؟


اما مهدیار به عنوان دیگر مؤلف این مجموعه به درستی در همین مسیر آثارش را خلق کرده است . اگر بخش‌هایی تکراری در ملودی و استرینگ‌های کلیشه‌ای را نادیده بگیریم، آهنگسازی عمومی کارها با اعتماد به نفس، تجربه‌گرا و موسیقایی می‌باشد. ریتم‌ها عموما در رپ ایرانی نوین هستند. این موسیقی ترکیبی از شعور اولداسکول و صداسازی‌های رپ‌الترناتیو اروپایی‌ست. آهنگساز احتمالا آگاهانه مجموعه را با دو دیز که مدال‌های دشواری دارد، آغاز می‌کند و در انتها نیز مجموعه به همین گام می‌رسد . مجموعه‌ای که در آن از 3/4 اسلوراک تا ریتم‌های لنگ 4/4 را داریم. در تراک “نگاه“ که به جرات فنی‌ترین و هماهنگ‌ترین بخش مجموعه است، سنکوپ‌های مودلاسیون گوش را آزار نمی‌دهد و در عین حال عادت‌گریزیِ شنیداری دارد. فارغ از مفاهیم انسانیِ شاعر، گویی موسیقی در جنگی تکنیکال با خواننده می‌باشد. رپ‌سرایی خواننده نمی‌تواند هم‌پای قدرت تکنیکال آهنگساز (به جز تراک‌های نگاه و ریشه) پیش برود. درواقع بهرام در این مجموعه تکنیک را فدای مفهوم کرده است. فنوتیک‌های زبانی که یکی از اِلِمان‌های رپ می‌باشد قدرتمند و اثرگذار نیستند. تجربه‌های زبانی به جز چند مورد معدود، عموما ناتوان در توضیح مفهوم هستند. در نهایت در جنگ میان موسیقی و کلام، موسیقی پیروز می‌شود و مفاهیم قربانی می‌شوند. “لمس“ نمونه‌ی درستی از این شکل کارهاست که می‌توانست در کنار پرسش‌هایی جدی و با ملموس شدن تعابیر و دوری از تجربه‌های زبانی دیگران، به تنهایی اثری قوی باشد. این “این‌همانی“ و این یکی شدن ذهنیت و عینییت را در تراک “نگاه“ به روشنی می‌توان دید. واژگان شلاق می‌زنند و مخاطب ناگزیر از تعظیم در برابر واژه آرایی خواننده است. زبان، عریان اما پخته است. واژگان باید خود فکر کنند وگرنه نمی‌توانند فکر بسازند. جز این، تنها توضیح واضحات است. کشفی وجود ندارد. با تراک‌های صداسازی شده‌ی این اثر هم باید جدی‌تر برخورد شود. پرسش اساسی این است که آیا این تراک ها یا این بندها، می‌خواهند به “فاصله‌گذاری“ “اروین پیسکاتور“ درسینما نزدیک شوند و یا قرار است بخشی از یک سریال پاپ باشند؟ پیرامون هارمونی‌ “اشتباه خوب“ می‌توان مفصل و در فرصتی دیگر صحبت کر،د چرا که اتفاقات خوبی در هارمونی و کنترپوان افتاده است که گوش‌های نامسلح آنها را نمی‌شنوند. موسیقی “اشتباه خوب“ ذهنیت تجربه‌های روایی مؤلف است و نه نمود تجربه‌های ذهنی مؤلف. این مجموعه هرچه هست ارتباطی به استریت آرت (هنر خیابانی) ندارد. این عدم ارتباط البته نه منفی است و نه مثبت. این رپِ انسانِ مدرنِ ماشین‌زده‌یِ هراسناک است. نوستالوژی چندانی در آن نمی‌بینیم (جز بخشی از خاطره‌ی تجربه‌های فیوژن گذشته رپ ایرانی مثلا در تراک ریشه) و بیشتر به “حال“ و نیم نگاهی به آینده دارد. در انتها، این مخاطب است که باید پاسخ بدهد که پس از بارها و بارها گوش دادن به این مجموعه به چه نقطه‌ای خواهد رسید و چه برایش باقی می‌ماند: احساسی صرفا گذرا یا عقلانیتی هنری؟ اشتباهی خوب یا اشتباهی بد؟

_ هرمس

لینک متن در وبلاگ شرنامه:

http://ow.ly/QkXfG

شرنامه


 

درباره نویسنده

نظرات

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

مطالب پیشین

شبکه های اجتماعی

اطلاعات سایت

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید این ماه:

  • بازدید ماه قبل:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان: